محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

161

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

عليه من الصوم ) و به اين معنا است كه يك روز را روزه گرفت و يك يا دو روز را افطار كرد . گوهر فطرت ( ليستأدوهم ميثاق فطرته ) خداوند پيامبران را فرستاد تا از مردم بخواهند به مفاد ميثاق فطرت عمل كرده ، وفادار بمانند . در قرآن نيز آمده است : « پس روى خود را متوجه آيين خالص پروردگارت كن ! اين فطرتى است كه خداوند ، انسانها را بر آن آفريده ؛ دگرگونى در آفرينش الهى نيست ؛ اين است آيين استوار ؛ ولى بيشتر مردم نمىدانند . » « 1 » پرسشى در اين جا مطرح مىشود كه فطرت در قرآن و سخن امام على عليه السّلام به چه معنا است ؟ آيا منظور عقلا نيتى ابتدايى است كه پذيراى بسيارى از تناقضات و خرافات و اساطير نيز هست و دانش جامعه‌شناسى هم به آن اذعان دارد ؟ ! يا مراد از فطرت ، نيرويى پيچيده و ناشناخته است كه حقيقت را بر قلب و شعور انسان مىتاباند و با احساس و وجدان متفاوت است و اگر مخفى نمىگشت ، همگان در حقيقت با هم يك رأى بودند . شايد هم فطرت ، شعور و شناختى ذاتى باشد كه انسان در خود احساس مىكند و منشأ آن را نمىشناسد ؛ البته متفاوت با عذاب و دردى كه هنگام ارتكاب كارى زشت احساس مىكند و مىداند يا مطمئن است كه كسى از كار زشتش خبردار نمىشود و يا احتمال ندارد كه كسى مطلع شود ؛ و مىدانيم كه عذاب

--> ( 1 ) . فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ روم / 30 : 30 .